خرید بک لینک
نامه دادا به نانا 76در ادامه، با نامه دادا به نانا 76 بیشتر آشنا خواهید شد. خیلی وقته دستم به کیبرد نمی ره و نمی تونم بنویسم.فکر می کنم خیلی خسته شدم و نوشتن هم مثل گذشته ارومم نمی کنه.نانا نفس کشیدن تو این دنیا که می گن از اون بالا خیلی کوچیکه خیلی سخته...خیلی وقته دستم به کیبرد نمی ره و نمی تونم بنویسم.فکر می کنم خیلی خسته شدم و نوشتن هم مثل گذشته ارومم  نمی کنه.نانا نفس کشیدن تو این دنیا که می گن از اون بالا خیلی کوچیکه خیلی سخته . نکنه به خاطر کوچیک بودنشه؟؟ ناناارزیابی‌های انجام شده حاکی ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 77این مطلب به شما کمک می‌کند شناخت بهتری از نامه دادا به نانا 77 داشته باشید. داشتم فکر می کردم چقدر دنیا رنگ می بازه و ما ها چقدر عوض شدیم نانا مثلا از دهه شصت : نامه ،پیک و پست و تمبر...تا دهه هفتاد : فکس و تلفن و ... و دهه هشتاد : ایمیل و وبلاگ و .. و... داشتم فکر می کردم چقدر دنیا رنگ می بازه و ما ها چقدر عوض شدیم نانا مثلا از دهه شصت : نامه ،پیک و پست و تمبر...تا دهه هفتاد : فکس و تلفن و ... و دهه هشتاد : ایمیل و وبلاگ و .. و الان دهه نود شده شبکه های مجازی   نانا دیگه کسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 78در این مطلب، تلاش کرده‌ایم مهم‌ترین اطلاعات درباره نامه دادا به نانا 78 را ارائه دهیم. مت.لد می شوم در اولین روز های فصل زرد و خوش رنگ پاییز و من بی اعتنا به غم روزگار بزرگ می شوم . نانا چنگال این دنیا گاهی فقط گاهی روزگارام با خودش به ان بالا و بالاتر می برد و من... مت.لد می شوم در اولین روز های فصل زرد و خوش رنگ پاییز و من بی اعتنا به غم روزگار بزرگ می شوم . نانا چنگال این دنیا گاهی فقط گاهی روزگارام با خودش به ان بالا و بالاتر می برد و من می مانم ابری که از سر بی کسای هایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 79این مطلب راهنمایی برای آشنایی بیشتر با نامه دادا به نانا 79 است. سلام نانا خورشید پشت ابر های دلم جوانه می زند و من تنها برای مردمان شهرم گرما را به امانت اوردم . نانا خورشید هم که با شی همه منتظر غروبت می مانند و دریغ و درد که گاهی پایان کار...سلام نانا خورشید پشت ابر های دلم جوانه می زند و من تنها برای مردمان شهرم گرما را به امانت اوردم . نانا خورشید هم که با شی همه منتظر غروبت می مانند و دریغ و درد که گاهی پایان کار روز اتمام دیگریست و شاید روز بعدیی را با تو تجربه نکند. نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 80در ادامه، نگاهی جامع به نامه دادا به نانا 80 خواهیم داشت. سلام نانا قشنگم چشمانت را پر از مهربانی می بینم و دلت را پر از غم و غصه های روزگار نانا خوبم ، لبخندت را از کوچه پس کوچه های مهربانی عبور می دهی و من می مانم و دلی که غم شانه هایت...سلام نانا قشنگم چشمانت را پر از مهربانی می بینم و دلت را پر از غم و غصه های روزگار نانا خوبم ، لبخندت را از کوچه پس کوچه های مهربانی عبور می دهی و من می مانم و دلی که غم شانه هایت را می کشد. نانا مهربان، چشم چشم دو ابرو ، و آبرویی که در سینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 81با مطالعه این مطلب، دید بهتری نسبت به نامه دادا به نانا 81 خواهید داشت. سلام نانا در عصری که مردمانش با تمام تجهیزات از هم دورن ، من هنوز بوی قرمه سبزی مادرم را از یاد نبرده ام و تنها دلخوشی تمام این روز های زندگی ام داشتن خاطرات قشنگ از روز های...سلام نانا در عصری که مردمانش با تمام تجهیزات از هم دورن ، من هنوز بوی قرمه سبزی مادرم را از یاد نبرده ام و تنها دلخوشی تمام این روز های زندگی ام داشتن خاطرات قشنگ از روز های قشنگتر نانا ، بزرگ که می شویم آرزو هایمان مثلا براورده می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا 83در ادامه، نکات کلیدی درباره نامه دادا به نانا 83 را بررسی خواهیم کرد. سلام نانا نانای فراموش شده ی خیالم سلام چقدر دلم برات تنگ شده شبیه خیال قشنگم اظهار داشتی بنویس از خیالت و من چشم چشم دو ابرویت را در خیالم نقاشی می کنم نانا تمام دینا را به شماره...سلام نانا نانای فراموش شده ی خیالم سلام چقدر دلم برات تنگ شده شبیه خیال قشنگم اظهار داشتی بنویس از خیالت و من چشم چشم دو ابرویت را در خیالم نقاشی می کنم نانا تمام دینا را به شماره ی روی دل مهربان زمین بند می کنم و تو بعد از مدت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

نامه دادا به نانا ۸۴اگر به دنبال شناخت بهتر نامه دادا به نانا ۸۴ هستید، این مطلب را مطالعه کنید. سلام نانادستم به کیبورد نرفت از سال ۹۸ و تو در افق نوشته هایم کمرنگ شدیحالا که برگشتم فقط ار دلتنگي روزگام سختم بگویمبا انتشار گزارش‌های تازه، شرحات بیشتری از این مسئله تأیید شده...سلام نانادستم به کیبورد نرفت از سال ۹۸ و تو در افق نوشته هایم کمرنگ شدیحالا که برگشتم فقط ار دلتنگي روزگام سختم بگویمبا انتشار گزارش‌های تازه، شرحات بیشتری از این مسئله تأیید شده است.بگویم بودم اما نفس را به شمارش مرور ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 13:23

سلام نانادستم به کیبورد نرفت از سال ۹۸ و تو در افق نوشته هایم کمرنگ شدیحالا که برگشتم فقط ار دلتنگي روزگام سختم بگویمبگویم بودم اما نفس را به شمارش مرور می کردمبودم و خوشی هایم را گم کرده بودمنانا از مردمان شهرم بگویم یا از غصه هایی که دیگر قصه شدند و به تاریخ سنجاق شدندنانا نانا ناناباران نجوای این سال هایم را در گلو کردند و من بغض ترک خورد در من و من ترک خورده ام در بی کسی هایم + نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۳ ساعت 22:57 توسط ابراهیم کیایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: شنبه 6 مرداد 1403 ساعت: 13:43

سلام نانا نانای فراموش شده ی خیالم سلامچقدر دلم برات تنگ شده شبیه خیال قشنگم گفتی بنویس از خیالت و من چشم چشم دو ابرویت را در خیالم نقاشی می کنمنانا تمام دینا را به شماره ی روی دل مهربان زمین بند می کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 0:44

روی ضربان قلبم می شمارم محبت

اما در کمال ناباوری تنها می مانم در زمینی که شاید مردمانش آهنگ دل تنگی ها را بلند نجوا می کنند.

کاش زمین پر می شد از محبت از مهربانی از دلتنگی،اما

اما انگار قلب مردمان سیاره ام سنگی شده

فقط اینبار بلند تر فریاد میزنم همون همون

برچسب: نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 15:31

سلام نانا

زمین پر می شود از خیالی که من و تو سر نوشت مان را در بند بند این کره خالی بهم گره میزنیم

نانا چقدر این قلم کند می شود و قتی که نیستی

نانای خوبم دلم برای تمام روز های گذشته عمرم تنگ می شود .

نانا زبانم بند می اید وقتی می نویسم روی دل این زمین

زمینی ام خاکی ام درست مثل همه مردمان شهرم

نانا ...

برچسب: نامه,دادا,نانا, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:42

سلام نانا در عصری که مردمانش با تمام تجهیزات از هم دورن ، من هنوز بوی قرمه سبزی مادرم را از یاد نبرده ام و تنها دلخوشی تمام این روز های زندگی ام داشتن خاطرات قشنگ از روز های قشنگتر نانا ، بزرگ که می شویم آرزو هایمان مثلا براورده می شود . اما تمام خوشی هایمان با ارزو هایمان گم می شود. نانای خوبم چقدر و تا کجا باید دنبال گم شده هایمان بچرخیم فیلسوفی می گفت خودت را که گم کنی راهت را پیدا نمی کنی ، راهت را که پیدا کنی خودت را گم می کنی... نانا هنوز ماندم مفهوم حرف های این فیلسوف یعنی چه؟؟؟؟ نانا فقط می دانم من هنوز گمم کجا؟ چرا؟ را نمی دانم نانای خوبم کله ام بوی قرمه سبزی مادرم را می دهد . مواظبم باش. ساری- هشتم ابان 95 ادامه مطلب

برچسب: نامه دادا به نانا,نامه های دادا به نانا, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 21:11

سلام نانا قشنگم چشمانت را پر از مهربانی می بینم و دلت را پر از غم و غصه های روزگار نانا خوبم ، لبخندت را از کوچه پس کوچه های مهربانی عبور می دهی و من می مانم و دلی که غم شانه هایت را می کشد. نانا مهربان، چشم چشم دو ابرو ، و آبرویی که در سینه هایمان به امانت و به یادگار مانده و سهمی از این دنیا ی بزرگ فقط قدری مهربانی است و دیگر هیچ نانا چقدر هوای عاشقی که درک نمی کنی مش را دارم . اینجا زمین است و مردمانش همه رنگ و هر روز بدونه آفتاب و بارندگی هزار رنگین کمان نا همگون از کنار دست مان رد می شوند که فقط صورتکی از همربانی دارند. نانا مهربانیت را بی منت نثاادامه مطلب

برچسب: نامه دادا به نانا,نامه های دادا به نانا, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 16:38

تکه ای از بهشت درست همیجا کنار خوشی هایم نشسته و من تنها ترین گنه کاری هستم که انگار بوی بهشت به مشامم می رسد. چقدر زیباست وقتی سرت را از پنجره ی مهربانی بالا می آوری ودنیا را با چشم جان نگاه می کنی مورچه غذایش را،عابر پیاده نگاهش را،مرغ همسایه صدایش را از سر حکمت و نظم خداوندی از زمین طلب می کنند. اینجا ذره یی از بهشت لای شب بو ها گم می شود و مشامم پر می شود از شب بویی که به مذاق رسواهای دنیا خوش نمی اید. غذایی روح اماده طبخ ومن تنها مشتری این رستوران و سهم من همان مرغ همسایه ای که گناهش عاشقانه وبی صدا راه رستوران را در پیش گرفته بود. باید از بهشت برگردمادامه مطلب

برچسب: بی دل و بی نشان, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:38

صفحه بندی