خرید بک لینک
تکه ای از بهشت درست همیجا کنار خوشی هایم نشسته و من تنها ترین گنه کاری هستم که انگار بوی بهشت به مشامم می رسد.

چقدر زیباست وقتی سرت را از پنجره ی مهربانی بالا می آوری ودنیا را با چشم جان نگاه می کنی

مورچه غذایش را،عابر پیاده نگاهش را،مرغ همسایه صدایش را از سر حکمت و نظم خداوندی از زمین طلب می کنند.

اینجا ذره یی از بهشت لای شب بو ها گم می شود و مشامم پر می شود از شب بویی که به مذاق رسواهای دنیا خوش نمی اید.

غذایی روح اماده طبخ ومن تنها مشتری این رستوران و سهم من همان مرغ همسایه ای که گناهش عاشقانه وبی صدا راه رستوران را در پیش گرفته بود.

باید از بهشت برگردم سهم من از بهشت همان نگاه من بود و بس.

برچسب: بی دل و بی نشان, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:38

صفحه بندی