چشمانت را پر از مهربانی می بینم و دلت را پر از غم و غصه های روزگار
نانا خوبم ، لبخندت را از کوچه پس کوچه های مهربانی عبور می دهی و من می مانم و دلی که غم شانه هایت را می کشد.
نانا مهربان، چشم چشم دو ابرو ، و آبرویی که در سینه هایمان به امانت و به یادگار مانده و سهمی از این دنیا ی بزرگ فقط قدری مهربانی است و دیگر هیچ
نانا چقدر هوای عاشقی که درک نمی کنی مش را دارم .
اینجا زمین است و مردمانش همه رنگ و هر روز بدونه آفتاب و بارندگی هزار رنگین کمان نا همگون از کنار دست مان رد می شوند که فقط صورتکی از همربانی دارند.
نانا مهربانیت را بی منت نثارم می کنی و من شاد زیستن را با تو معنی می کنم .
ممنونم نانا خوبم ممنونم خدا چقدر مهربان شده ام و چقدر چشمانت برق زمین را می گیرد.
نانا ممنونم که هستی .
برچسب: نامه دادا به نانا,نامه های دادا به نانا,
نویسنده: ایلیا اکبری