نکند فراموشم شد؟؟ نکند هنوز باورم نیست که خاکیم ؟
چقدر نگرانیم که این تن خاکی دوباره برگردد به خاک و در زیر هزاران تن خاک باید یک عمر ارام خوابید.
اصلا بگذاریم تمرین کنیم تا نلرزیم از برگشتن.
و دمیده می شود در ما نفخ صور و بی صدا راه دنیا را در پیش گرفتیم.و رسیدیم به استراحت گاه دنیا تا از بازار و سرایش توشه ای برای منزل ابدی به یادگار ببریم.
بازار پر شده از هزاران رنگی که مرا در سرای ابدی به جنگ دعوت می کند.من از اولین دکان این دنیا خاکش را مفت سوعات می برم و خودم را با خاکش غسل می دهم چقدر بوی بدنم را می دهد.چقدر نرم و زیباست.
تیک تاک خدا منتظر من مانده .چه رویایی زیبا ترین دوستم نظاره ام می کند و من عاشقانه راهش را در پیش می گیرم.
سلام خدا ی خاکی ها.ممنونم.....
برچسب: تن خاکی,هان ای تن خاکی,کیست بیگانه تن خاکی تو,
نویسنده: ایلیا اکبری