خرید بک لینک
سلام نانا

خیلی وقته دستم به کیبرد نمی ره و نمی تونم بنویسم.فکر می کنم خیلی خسته شدم و نوشتن هم مثل گذشته ارومم نمی کنه.

نانا نفس کشیدن تو این دنیا که می گن از اون بالا خیلی کوچیکه خیلی سخته . نکنه به خاطر کوچیک بودنشه؟؟

نانا

اخم روی چهره ام یادگار کدوم دوران بده؟

اصلا خوب تو این زندگی چرا مثل یه رعد وبرق شده؟؟

چروک پیشونی شدم ساعت شمار عمرم و لبخد های الکی که باید روی صورتم داشته باشم...

نانا

بخخش بعد مدتها اومدم اما با دلی پر از عصیانگری.

ببخش

برچسب: نامه دادا به نانا,نامه های دادا به نانا, نویسنده: ایلیا اکبری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 15:37

صفحه بندی